بیانیه کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری در باره اعتراض ها و تظاهرات های خیابانی شهرهای ایران

iran protests 96

16 دی 1396

کارگران! زحمتکشان! مردم محروم و ستم دیده ایران!

گسترش مبارزات پیگیر و مستمر شما علیه ابعاد روزافزون فقر و فلاکت از جانب مناسبات سرمایه داری و حاکمیت آن؛ نشان از آن دارد که دیگر چنین وضعیتی برای کارگران و توده های مردم به جان آمده، قابل تحمل نبوده و نیست. در بستر چنین مناسبات غیر انسانی است که نسل جوان و پرشوری از کارگران و مردم به جان آمده از ستم و استثمار طبقاتی که همواره زندگی شان با فلاکت و تحقیر و توهین همراه بوده، به پا خاسته اند. آنها با حضور گسترده ی خود در خیابان ها اعلام کرده اند که دیگر نمی توانند این وضعیت اسفبار را تحمل کنند و نمی خواهند شاهد و ناظر تحمیل این همه بی حقوقی، فقر، ستم و استثمار باشند.

نسلی از فرزندان کارگران و مردم ستمدیده جامعه که دائما با تبعیض و تحقیر اقتصادی و اجتماعی رو به رو بوده وهم اکنون نیز به عنوان یک نیروی آماده به کار، با تراژدی بیکاری عمومی و انواع فشار و بیگاری روبرو گشته است. نسلی که در کشاکش مبارزه طبقاتی، به اشکال مختلف شاهد سرکوب مطالبات و خواسته های بر حق پدران و مادران، خواهران و برادران و معلمان و عزیزان خود بوده اند.

در این سال ها مردم زحمتکش و فرزندان شان، در ابعاد وسیع و وحشیانه ایمورد خشونت و سرکوب واقع شده اند. خشونتی فرسایشی، توام با فقر و فلاکت،اعتیاد و تن فروشی، افسردگی و خودکشی و مرگی تدریجی که در بستر نفرت انگیز یکه تازی حاکمیت سرمایه داری در ایران، زندگی مردم را به ورطه نابودیکامل کشانده است. وضعیتی که به نوبه خود ارمغان عملکرد نئولیبرالیسم در عرصه جهانی و داخلی بوده و برای کارگران و توده مردم به جان آمده ی ایران چیزی جز فشار و بی حقوقی و در واقع کشتار عمومی، بدون صدای گلوله،چیزی به ارمغان نیاورده است.

بیکار سازی های گسترده منتج ازسیاست های اقتصادی و اجتماعی؛ قراردادهای ننگین و اسارت آوری تحت عنوان قراردادهای موقت و سفید امضاء؛ دستمزدهای به مراتب زیر خط فقر؛ طرح های شرم آور و تحقیر آمیزی نظیر طرح کارورزی و در واقع بیگارورزی و آزاد گذاشتن کامل دست سرمایه داران برایاستثمار و تحقیر هر چه بیش تر و گسترده تر کارگران و فرزندان شان؛ تبعیض و بی حقوقی زنان؛ ارزان سازی بی رحمانه و فزاینده ی نیروی کار در بخش های مختلف تولیدی و خدماتی و پروژه ای تا حد کار برده وار با حقوق هایی بسیار ناچیز و بدون بیمه و خدمات اجتماعی؛ درهم شکستن تدریجی تشکل های فعالین کارگری و سندیکاهای مستقل موجود؛ اخراج و زندانی کردن و بیحرمتی به فعالین کارگری و دانشجویان پیشرو و مبارز، معلمان، پرستاران و بازنشستگان و دهن کجی و بی حرمتی بی محابا به همه آزادیخواهان؛ ضرب وشتم دستفروشان و کشتار کارگران کولبر در ابعادی وسیع و…؛ همه اینها کارد را به استخوان مردم بی حقوق و تحت ستم رسانده است.

سال هاست که کارگران، معلمان، پرستاران، دانشجویان، کارگران بیکارشده و جویای کار و طیف گسترده ای از مردم محروم و استثمار شده در گیر مطالبات به حق خود بوده اند و در این سال ها پاسخی به غیر از توهین و تحقیر، تهدید و اخراج، تبعید و شلاق، دستگیری و زندان نگرفته اند.

طرفه این که تحمیل چنین وضعیتی از ستم و استثمار طبقاتی و فشار و سرکوب، با چنین درجه ای از شدت و حدت، در کشوری اتفاق می افتد که دارای منابع سرشار و عظیمی از ثروت و مکنت می باشد. حقوق های نجومی مسئولین و ارقام غیر قابل تصوری از دزدی و اختلاس و تاراج دارایی ها و اموال متعلق به این مردم، خود حکایت از این واقعیت دارد. منابعی  که تنها در صورت اداره آن توسط شوراهای کارگری و مردمی می تواند زندگی بی دغدغه و مرفهی را برای این مردم و فرزندان آنان به ارمغان آورد.

 تظاهرات گسترده اخیر توده های کارگر و ستم دیده بسیاری ازشهرهای ایران، در ادامه اعتراضات چندین ساله ی آنان علیه استبداد و بی حقوقی است و پاسخی جدی به تحمیل ظلم و نابرابری بوده و سرآغاز فریادهای متحدانه طبقه کارگر و زحمتکش برای نان و آزادیاست.

 بدون تردید مناسبات سرمایه در ابعاد جهانی و داخلی و جریانات غیرکارگری، همه ی تلاش خود را بکار خواهند گرفت تا جنبش محرومان و گرسنگان و در واقع این مبارزه ی طبقاتی را به مسیرهای مورد نظر و صد البته انحرافی خود بکشانند. اما کارگران و زحمتکشان فرو دست و زیر خط فقر، با اتحاد و همبستگی خویش، خواسته های مشخص خود را که چیزی جز نان و آزادی نیست، دنبال خواهند کرد و زیر شعارهای عدالت خواهانه و برابری طلبانه، برای به دست آوردن مطالبات و حقوق انسانی خود به پا خاسته و متحد خواهند شد. حقی که سال هاست از آنها سلب شده و برایش تلاش کرده اند و بابت آن ها نیز هزینه های زیادی پرداخته اند. بی گمان ما کارگران و زحمتکشان جامعه، تنها با اراده اجتماعی و طبقاتی استوار و محکم و با درایت و هوشمندی است که می توانیم به خواسته های خود برسیم.

 پشتیبانی از مبارزات به حق کارگران و زحمتکشان و فریادشان برای رهایی از ستم و استثمار عین حق و عدالت است. با همه وجود از آن حمایت کنیم.

 پیش به سوی اتحاد و همبستگی طبقاتی

 کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری  دی ماه 1396 

 https://t.me/khamahangy

با مردم به جان آمده خشونت نکنید!

vahedhaft tapeh

15 دی ماه 96

سال ها گفته شد دستمزدمان کفاف حداقل های زندگی را نمی دهد؛ اما شنیده نشد. حتی حداقل حقوق ناچیز که پنج برابر خط فقر است ماه ها معوق گردید. گسترش خصوصی سازی، شرکت های پیمانکاری، قراداد موقت و سفید امضاء، توسط دولت های مختلف و به صورت مستمر، امنیت شغلی کارگران را از بین برده است. تسهیلات بانکی برای ایجاد شغل، صرف دلالی و مال اندوزی افراد خاص شد و سیاست های غلط بیکاری را به اوج رساند. فقر گسترش یافته و کارتن خوابی و کار کودکان و زباله گردی برای سیر شدن شکم رواج یافته است. بیمه های درمانی برای کارگران و مردم ناکارآمد است. اختلاس و دزدی اموال عمومی رواج یافته است. با گران شدن خدمات دولتی و حامل های انرژی، گرانی ها در سایر بخش ها نیز شدت گرفته است. کمر فرودستان با هدف مندی یارانه ها شکست ولی سال به سال به ازاء مبلغ ثابتی که به مردم پرداخت شد آزاد سازی قیمت ها گسترده تر شده است.

اعتراضات و اعتصابات به حق کارگران و معلمان با ضرب و شتم، اخراج، شلاق و زندان پاسخ داده شده است. سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، سندیکای کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه و دیگر سندیکاها و تشکلات مستقل کارگری و تشکلات مستقل معلمان که از حق کارگران و معلمان دفاع می کنند نه تنها به رسمیت شناخته نمی شوند بلکه با آنها خشونت شده است و نمایندگان آنها دائما با حبس و دادگاه مواجه بوده اند. حتی اصول قانون اساسی در به رسمیت شناختن حق اعتراض برای مردم و برای تشکیل سندیکاهای مستقل و پیگیری حقوق کارگران همواره نقض شده است.

طعم تلخ این بی عدالتیهای گسترده را همه کارگران و مردم محروم کشیده اند. پاسخ اعتراض مردم به جان آمده برخورد خشونت بار نیست.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

سندیکای کارگران شرکت کشت وصنعت نیشکرهفت تپه

فراخوان به تجمع – جمعى از كارگران نيشكر هفت تپه

haft tapeh
فریاد بزنیم : نان کار آزادی
جمعه ۱۵ دی ماه ۹۶
مردم ایران سلام
بدین وسیله ما کارگران  شرکت نیشکر هفت تپه حمایت خود را از اعتراضات سراسری در اکثر شهر های ایران را  اعلام می کنیم و معتقدیم مردم ایران جامعه ی معترضی است و امروز صدای اعتراض از تمام نقاط این سرزمین به گوش می رسد و دادخواهی می کنند و مسئولین نظام بجای اینکه شنوندی صدای دردناک فقر و بیکاری و گرسنگی  ملت شریف ایران باشند به روال گذشته بار دیگر همان مکانیزم تکراری برخورد با معترضین دردمند را در پیش گرفته اند بدین گونه که نیروهای امنیتی و بسیج با عصبانی کردن مردم معترض  را وادار به واکنش فیزیکی و تبدیل اعتراضات به صحنه ی خشونت می نماید سپس صدا و سیمای خود فروخته  وارد معرکه شده و فقط صحنه های خشونت مردم را به تصویر می کشاند تا مردم معترض را اغتشاشگر معرفی کرده تا برای دستگیری و به بند کردن معترضین بکار خود شرعیت بدهند.
مردم ایران هوشیار باشید و فریب بازی کثیف صدا و سیمای میلی و نیروهای امنیت را نخوریم و صبورانه و بدون خشونت فریاد بر آریم که دیگر خسته ایم از این همه بی عدالتی و تبعیض…
لذا ما جامعه ی کارگران شرکت نیشکر هفت تپه با توجه به حق اعتراض و اعتصاب که دراصل ۲۷ قانون اساسی نیز آمده است و ادعای مسئولین نظام مبنی بر عدم مخالفت تظاهرات مسالمت آمیز ، از تمام اصناف و سندیکاها و جوامع کارگری کشور دعوت بعمل می آوریم تا در روز یکشنبه 17 دی ماه 96 از ساعت 16 به خیابان ها آمده و در تظاهرات و راهپیمایی اعتراضی شرکت نموده و بدون خشونت  اعتراض خود را به بی عدالتی و حق خوری های گسترده در کشور ایران ، فریاد بزنیم.، نان کار آزادی
روز یکشنبه همه می آییم.
محل
تاریخ ١٧ ديماه
#هفت_تپه_       @syndica_7tape
جمعی از فعالین کارگری شرکت نیشکر هفت تپه

بیانیه تشکلهای مستقل کارگری پیرامون اعتراضات خیابانی مردم

iran 96

یازده دی ماه 1396

آن هنگام كه حكومتگران به بن بست رسيده باشند و هيچ راه حلي برای برون رفت از بحران‌هایی که خود بدست خویش ساخته اند، نداشته باشند و مردمِ به تنگ آمده از ظلم و بیداد، ديگر حاضر نباشند همانند گذشته تن به ستم دهند، هنگام اعتراضات گسترده‌ و زیر و رو کننده اجتماعي فرا میرسد.

چنین است که اینک، مردم به تنگ آمده از ستم و سرکوب و گرانی و فقر و بیکاری، از چهار روز پیش در ابعادی سراسری خیابانها را از آن خود کرده اند و و در صفی متحد و یکپارچه خواستهای خود را برای پایان دادن به وضعیت جهنمی موجود فریاد می کشند.

مطالباتی که امروزه زمینه ی راهپیمائی ها و تجمعات سراسری توده های زحمتکش مردم ایران را با محوریت اعتراض به گرانی و فقر و بیکاری فراهم کرده است، سالهاست از سوی کارگران، معلمان، دانشجویان، پرستاران و همه اقشار زحمتکش جامعه فریاد زده شده است و حکومتگران بدون هيچ توجهي به آنها مشغول چپاول و غارت ثروتهای اجتماعی بوده اند.

آن چیزی که امروز ما در خیابانهای شهرهای مختلف شاهد آنیم فوران خشم انباشته توده های مردم زحمتکش ایران از غارت و اختلاسهای میلیاردی بالاترین مقامات حکومتی و افراد و موسسه های مالی وابسته به حوزه قدرت در یک سو و فقر و سیه روزی میلیونی مردم در سوی دیگر، تا بیکاری میلیونی کارگران و جوانان، ضرب و شتم دستفروشان و کشتار کولبران، تحمیل دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر به کارگران و مزد بگیران زحمتکش و بر پائی بساط شلاق و زندان و دار و درفش علیه هرگونه حق طلبی و آزادیخواهی است.

کسانیکه تا دیروز هر گونه اعتراضات کارگری و مردمی حق طلبانه را با اتهامات امنیتی و محاکمه و زندان جواب میدادند و اینک در برابر خشم توفنده میلیونی مردم ایران، اعتراضات بر حق آنان را فتنه و فتنه گری می نامند باید بدانند که دیگر زمان تغییرات بزرگ و انسانی در این مملکت فرا رسیده است و هیچ نیروی سرکوبی را یارای مقاومت در برابر حق طلبی و آزادیخواهی ما کارگران و مردم ایران نخواهد بود.

امری که در این میان روشن است و ما همراه با توده های زحمتکش مردم ایران آنرا فریاد میزنیم این است که باید خواستهای ما مردم برای پایان دادن به فقر و سیه روزی به كرسي نشانده شود، باید بساط هر گونه سرکوب و اختناق و زندان بر چیده شود، باید همه زندانيان سياسی آزاد و غارتگران ثروتهای اجتماعی و عاملين و آمرين سركوب و اختناق در هر مقام و منصبی مورد بازخواست و محاکمه قرار گیرند، باید اموال به غارت رفته مردم در موسسه های مالی عودت داده شود، باید حداقل مزد کارگران و کارکنان دولت و بخش خصوصی تا پنج برابر مبلغ کنونی افزایش و حقوقهاي نجومي صاحب منصبان حكومتي برچيده شود، باید برپائی تشکلهای مستقل کارگری و مدنی و آزادی بی قید و شرط بیان، مطبوعات و آزادی فعالیت احزاب بر قرار و تضمین شود و باید هر آنچه که خواست توده های میلیونی مردم ایران است به سرعت محقق گردد.

بدیهی است هر گونه عدم توجه نسبت به تحقق خواستهای کارگران و مردم زحمتکش ایران از طریق عوامفریبی یا دست بردن به سرکوب گسترده اعتراضات و یا تلاش برای سوار شدن به موج اعتراضات مردمی از سوی جناحهای حکومتی و اپوزوسیون رانده شده از قدرت در گذشته و حال، راه به جائی نخواهد برد و این بار، این ما کارگران و مردم ایران هستیم که با اتحاد و همبستگی و تداوم اعتراضات، سرنوشت خود را رقم خواهیم زد.

امضا کنندگاه به ترتیب حروف الفبا

اتحادیه آزاد کارگران ایران
انجمن صنفی کارگران برق و فلز کرمانشاه
سندیکای نقاشان استان البرز
کانون مدافعان حقوق کارگر
كميته پيگيري ايجاد تشكل هاي كارگري

به نقل از فیسبوک اتحادیه آزاد کارگران ایران 2 ژانویه 2018

فروپاشی مسکن مهر: مقصر کیست؟

مجتمع کارل مارکس. وین. از نخستین مجتمع های مسکن عمومی در جهان که توسط شهرداری سوسیال دموکرات وین در فاصله سال های 1927 تا 1930 ساخته شد.

نسخه PDF

مزدک لیان

17 نوامبر 2017

زلزله اخیر در کرمانشاه و خرابی ها و تلفات پس از آن، بار دیگر مسکن مهر را به صدر خبرها کشاند. ماجرا این بار ویرانی بخش اعظم دستکم دوتا از شهرک های این پروژه در کرمانشاه و اسلام آباد غرب بود و البته حمله همه جانبه اصلاح طلبان و شخص روحانی به این پروژه به عنوان میراث دولت احمدی نژاد. البته روحانی حتی پیشتر رفت و حین بازدید از مناطق زلزله زده از اساس هرگونه مداخله دولت ها در مسکن را زیر سوال برد. اینجا دو سوال مطرح می شود. یک. اینکه اشکال مسکن مهر واقعا در چیست؟ و دو. آیا دولت احمدی نژاد مقصر اشکالات است یا دلایل عمیق تری وجود دارد؟

در پاسخ به سوال اول کارشناسان از چپ و راست مشکل را در مدیریت ضعیف می بینند. یک دسته، فراتر از خود پروژه، مضرات مسکن مهر را افزایش سرمایه گذاری دولتی و  در نتیجه تورم و به تبع آن رکود اقتصادی می دانند. دستۀ دیگر جهل برنامه ریزان در انتخاب زمین (که عمدتا بسیار دور از شهر هاست)، ساختار تامین مالی این پروژه، انتخاب پیمانکار، کیفیت اجرا، و مانند اینها را عامل شکست پروژه می شمارند.

اما برای درک دلایل شکست پروژه باید از اضطرار مساله مسکن برای زحمتکشان در ایران شروع کرد. [ادامه مطلب]

پایان رسمی “جهانی سازی”

trump

نسخه PDF

ایرج آذرین

11 نوامبر 2017

دیروز، 10 نوامبر 2017، احتمالا در آینده از جانب تاریخ نگاران بمنزلۀ روزی شناخته خواهد شد که پایان “جهانی سازی” رسمیت یافت. دونالد ترامپ دیروز در دانانگ ویتنام، در اجلاس آپک (سازمان همکاری اقتصادی آسیا-پاسیفیک APEC)، به تندی به نظام تجاری بین المللی و سازمان تجارت جهانی (World Trade Organization) حمله کرد و موجب شگفتی ژورنالیست های لیبرال شد(1). اما ناظران مطلع تر از پیش می دانستند که حکمت حضور ترامپ در این اجلاس اعلام کنار کشیدن امریکا از “جهانی سازی” (Globalization) است و از این پس ایالات متحده، بجای توافقنامه های جهانی تجاری، در پی توافق تجاری دو جانبه با هر تک کشور خواهد بود(2). سوال مهم این است که چرا امریکا، که خود مبتکر و نیروی اصلی “جهانی سازی” بود، اکنون دارد از “جهانی شدن” کنار می کشد؟ [ادامه مطلب]

مارکسیسم، ملت، و ناسیونالیسم ایرانی

pasargad2

گفتاری از ایرج آذرین

4 نوامبر 2017

 یکی از پیامدهای رفراندوم استقلال کردستان عراق، که کمتر به آن توجه شده، این بود که ناسیونالیسم ایرانی یک بار دیگر موردی برای ابراز وجود و تکاپو پیدا کرد. تأکید بر حفظ تمامیت ارضی ایران البته جزئی از هویت ناسیونالیسم ایرانی است، اما این بار ناسیونالیسم ایرانی نگران حفظ تمامیت ارضی عراق هم بود! این نخستین بار نبود که موضع گیری ناسیونالیسم ایرانی (با تمام شاخه های ایدئولوژیک و سیاسی اصلی و فرعی اش) با موضع رژیم اسلامی ایران منطبق میشد. [ادامه مطلب]

پیش از طلوع روز بزرگش

 

به یاد رهبران جانباخته

نسخه PDF

در سدۀ انقلاب اکتبر

م. ا. برزین

29 اکتبر 2017

در سال 2012 دولت پوتین مراسم شکوهمندی را به مناسبت دویستمین سالگرد حملۀ ناپلئون به روسیه برگزار کرد که نمایش بیشرمانه ای بود از احساسات تند میهن پرستانه. در سال 2014 نیز به مناسبت صدمین سالگرد ورود روسیه به جنگ اول جهانی مراسم متعددی، ایضا با مضمون میهن پرستانه، برگزار شد. چند روز دیگر، 7 نوامبر 2017، سدۀ انقلاب اکتبر است اما دولت روسیه نمی داند با این سالگرد چه کند(1). یکی دو روز پیش ژورنالیستی در روزنامۀ انگلیسی ایندیپندنت دلیل سرگشتگی دولت روسیه را در سدۀ انقلاب اکتبر خیلی روشن بیان کرد: در دوران شوروی “انقلاب” و سمبل های آن اساسا معنایش حفظ وضع موجود بود؛ اما امروز برعکس است و “انقلاب” یعنی تغییر، یعنی گسست، یعنی احتمالا خشونت و، بسته به دیدگاه تان، سرشار است از بیم یا امید(2). [ادامه مطلب]

در بزرگداشت صدمین سالگرد انقلاب اکتبر

مصاحبه حوری صهبا با ایرج آذرین

مزدک لیان
28 اکتبر 2017

صد سال از پیروزی کارگران در انقلاب اکتبر (هفتم نوامبر 1917) می گذرد. در این مدت البته دست راستی ها (و نیز سوسیال دموکرات ها) لحظه ای در تخریب و تخطئه این انقلاب و نیز لنینیسم درنگ نکرده اند. تخریب و تخطئه ای که عمدتا یا بر داده های یکسر نادرست تاریخی (و به عبارت دقیق تر تحریف حقیقت) استوار است و یا بر توجیهات ایدئولوژیک. یک روز بر مساله دموکراسی انگشت می گذارند و روز دیگر بر مساله حزب. هدف شان البته همواره ثابت است.
اما چرا بررسی تجارب انقلاب اکتبر هنوز هم برای کارگران درس آموز است؟ شکی نیست که سرمایه داری صد سال پیش با سرمایه داری امروز بسیار متفاوت است. و این نه فقط از منظر اقتصادی (مثلا تغییر شکل انباشت)، بلکه از منظر سیاسی (چه در سطح داخلی و چه در سطح بین المللی) و نیز از منظر گستره بین المللی نفوذ کاپیتالیسم قابل توجه است. اما شرط اصلی پیش آمدن شرایط انقلابی در 1917 بحران اقتصادی و به تبع آن بحران سیاسی و جنگ بود. از سال 2008 تا امروز، شاهد درگیری سرمایه داری با یکی از شدیدترین بحران های تاریخ اش بوده ایم. بحرانی که کارگران را با بیکاری، بدهی، فقر و فلاکت فزاینده درگیر کرده است. بحرانی که نه فقط در عرصه اقتصاد که در عرصه سیاست نیز حاکمان را مشوش کرده است. با همه اینها اما سوسیالیست ها (دستکم در کشورهای پیشرفته کاپیتالیستی) همچنان در موقعیت ضعف قرار دارند. و این نیروهای فاشیستی و شبه فاشیستی هستند که کارگران را به خود جذب می کنند (برای مثال در امریکا، جمهوری چک، آلمان، اتریش، هلند و سوئد و به ویژه در مورد جبهه ملی در فرانسه). در یکی دو کشوری هم احتمال پیروزی چپ ها می رفت (یونان، اسپانیا، پرتغال و امثال آنها) به دلایل مختلف (از جمله فرصت طلبی پسامدرنیست هایی چون سیریزا و پودموس) فرصت از دست رفت.
البته این به آن معنی نیست که دلیل پیروزی انقلاب اکتبر باور عمومی بر امکان پیروزی انقلاب بود و دلیل شکست چپ در امروز ناباوری به این امکان. صد سال پیش هم کسی فکر نمی کرد در میانه بزرگترین جنگی که تا آن مقطع کسی به خود دیده بود، یکباره وضعیت می تواند عوض شود. ولی انقلاب کارگران ناممکن را ممکن کرد. امروز هم در دل بحران بزرگ 2008، با اینکه به نظر ناممکن می آید، اما وضعیت جهان، به ویژه در کشورهای پیرامونی، شکننده است (چنانکه در کشورهای پیرامونی اروپا دیدیم). در شرایط بحران اقتصادی (و به تبع آن تندپیچ هایی در دل یک بحران سیاسی محتمل) هنوز کاملا امکان وقوع انقلاب های کارگری وجود دارد. تمام تبلیغات علیه انقلاب اکتبر هم قرار است همین امکان را کاهش دهد. با این هدف است که “روشنفکران” دانشگاهی در تهران کنفرانس برگزار می کنند و به تقلید از تئوریسین های جنگ سردی انقلاب اکتبر را کودتا می خوانند و لنین را جاسوس! [ادامه مطلب]